شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آری اگر ای بادز دلبر خبری کوداری اگر این تیره شب از پی سحری کو
۲
جانم به لب از حسرت وعمرم به سرآمدای نخل امید ار دهی آخر ثمری کو
۳
تا زر کنداز گوشه چشمی مس ما راجویا ز که گردیم که صاحب نظری کو
۴
گویند که چون سروبودقامت جانانطالع به سر سرو فروزان قمری کو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth