شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردش چشم تو مستم کردهلعل تو باده پرستم کرده
۲
سرگرانی به من از بسکه رقیبپیش تو شکوه ز دستم کرده
۳
چه کنم من که چو ماهی ماهیصید در زلف چوشستم کرده
۴
نیستم عاشق امروزی یارعاشق از روز الستم کرده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth