خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز بر رخ مشکین را پریشان کرده ایمشک را ارزان وعنبر را فراوان کرده ای
۲
روی تو باشد کف موسی وزلف توعصااز ره اعجاز اورا شکل ثعبان کرده ای
۳
گاه مار وگاه عقرب گاه اژدر می شودعقل را درکار زلف خویش حیران کرده ای
۴
نقطه موهوم را ثابت نمودی بر حکیموزدهان بی نشان خویش برهان کرده ای
صفحهٔ ۱ از ۳