شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا تواینهمه ای ماه بی وفا شده ایبه دوستان همه بی مهر یا به ما شده ای
۲
جفاکشی شده ما را شعار و دلشادیماز آن زمان که به ما مایل جفا شده ای
۳
جدا شود چو نی از غصه بند از بندمببینم ازبر من گر دمی جدا شده ای
۴
به ملک حسن تو شاهنشهی زهی احسانکه همنشین به من خسته گدا شده ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth