خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی تو را ندیده دلم را ربوده ایدر دلبری چه چابک و چالاک بوده ای
۲
دین ودلی سراغ ندارم دگر به کسغارت همی ز بسکه دل ودین نموده ای
۳
داری کجا ز حالت شب های ما خبربیدار ما ز درد وتوفارغ غنوده ای
۴
آزادی از غم دوجهان داده ای مرازنگ علایق از دل من تا زدوده ای
صفحهٔ ۱ از ۲