خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم بهای بوسه ای گویند جان فرموده ایگفتا بلی گفتم چرا ارزان چنان فرموده ای
۲
گفتا بده بستان زمن گفتم به کف دارم ثمنگفتا در این داد وستد گفتم زیان فرموده ای
۳
گفتا اگر دانشوری تفسیر کن واللیل راگفتم تو خود از موی خود شرح و بیان فرموده ای
۴
گفتا که از والشمس گومعنی چه فهمیدی از اوگفتم زروی خویشتن او را عیان فرموده ای
صفحهٔ ۱ از ۲