خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه چون چشم تو دیدم چشم مستینه همچون پشت دستت پشت دستی
۲
سوی بتخانه گر افتد گذارتکندکی بت پرستی بت پرستی
۳
کند درعشقت ار کس نیست خود رانپندارد به عالم هست هستی
۴
به بحر عشقت افتادم چوماهیکه تا زلفت مرا گیرد چو شستی
صفحهٔ ۱ از ۲