خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم به لاله داغ به دل بهر کیستیگفت از برای دوست مگر خود تو نیستی
۲
گفتم مگر که دوست چه کرده است با دلتگفتا که مطلبت چه وجویای چیستی
۳
گفتم که سرخ چهره ای از خون دل چراگفتا توزرد چهره ز اندوه کیستی
۴
گفتم که از چمن ز چه ناگه روی برونگفتا مگر تو در چمن خود بزیستی
صفحهٔ ۱ از ۲