شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگرددماه نوطالع گر از رخ پرده بردارینروید سرو در بستان به بستان گر گذار آری
۲
توئی آن بت که دین بت پرستی را دهند از کفاگر بینند رویت را برهمن های فرخاری
۳
دگر از هند سوی فارس نارد کاروان شکرتعالی الله ز شیرین لب ز بس قندوشکرباری
۴
چه حاجت آنکه مشک آرنداز چین وختن دیگرتو اندر چین زلف خویش از بس مشک تر داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth