خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا با دیگران مهر و وفا با من ستم داریمرا پیوسته خوار و این و آن محترم داری
۲
هر آن حسنی که خوبان راست داری بلکه افزونترهمی مهر است و بس در دلبری چیزی که کم داری
۳
فریبم می دهی تا کی گهی از نقل و گه از میبده بوسی اگر با من سر لطف وکرم داری
۴
ز درمان باشدم خوشتر هر آن دردی که هست از توز تریاق آیدم بهتر اگر در دست سم داری
صفحهٔ ۱ از ۲