خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ای آسمان تا کی دمی آسوده نگذارینمیدانم چه کین است این که اندر دل ز من داری
۲
زنی بر خرمن جان دوستان را دائما آتشبه جز بر کشتزار دشمنان جائی نمیباری
۳
غلط میباشد ار من از تو در عالم وفا جویمکه جز تخم جفا در مزرع خاطر نمیکاری
۴
مرا هر کس که باشد دوست داری دشمنی با اوکس ار دشمن بود با من ز جان و دل بدو یاری
صفحهٔ ۱ از ۲