خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه همی تنها دل ودین از کف من می بریدین ودل از دست هر شیخ وبرهمن می بری
۲
دین ودل تنها نه از تن ها بری از هر که هستهوشش از سر صبرش از دل جانش از تن می بری
۳
ازکف خسرو اگر شیرین ارمن برد دلدل به شیرینی تواز شیرین ار من می بری
۴
گفته بودم دل به کس ندهم ندانستم که توبا دوچشم از یک نگه دل را به صد فن می بری
صفحهٔ ۱ از ۲