خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شانه را به طره طرار می کشیخط خطا به صفحه تاتار می کشی
۲
بر دوش من گذار چه حمال گشته ایکز مشک تر ز زلف همی بار می کشی
۳
هر گه به راه بادگشائی گره ز زلفگویا که روح از تن عطار می کشی
۴
من چون کنم که زاهد شب زنده دار رااز یک نگه به خانه خمار می کشی
صفحهٔ ۱ از ۲