شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نازنین شمایل آشوب عقل وهوشیاز مشک زلف عطار از لب شکرفروشی
۲
هنگام رزم ای ترک مژگان وزلف داریخنجر به کف چه گیری بر تن زره چه پوشی
۳
از شوق دیدنت ما سر تا به پا چوچشمیماما تودر خموشی پا تا به سر چو گوشی
۴
با دوستان پیرو بنشین بگو وبشنودلتنگ از چه روئی آخر چرا خموشی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth