شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیاد ابروی تو شد قدم به شکل هلالینمی شود دل من گاهی از خیال تو خالی
۲
مگر که دیده منجم قد و رخ تو که دادهخبر زغارت وغوغا به تیر ماه جلالی
۳
چه جوئی از دل زارم چه پرسی از من وکارمبرو درآینه بنگر که تا شود به تو حالی
۴
مرا به بندگی خود قبول کن دو سه روزیببین به روزچهارم به شهر حاکم ووالی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth