خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه همچوعارض تو به گلشن بود گلینه همچوطره تو به باغ است سنبلی
۲
نه چون قد تورسته سهی سروی از چمننه صلصلی فکنده چو من شور وغلغلی
۳
گلهای بوستان شودش خار در نظربنمائی ار گل رخ خود را به بلبلی
۴
این رنگ ونشئه ای که تو داری به لعل لبنشنیده و ندیده کسی درگل وملی
صفحهٔ ۱ از ۲