خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۵۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کجائی شب و روز ای دل اگر یار منینیستی در بر من، بیخبر از کار منی
۲
شادمان بودم و آسوده به خود میگفتمگر نهای در بر من، در بر دلدار منی
۳
جا نگیری بر من نه به بر دلبر منهرزهگردی کنی اندر پی آزار منی
۴
به گمانم که مرا غم چو بگیرد به میانتو به قتلش کمری بندی و غمخوار منی
صفحهٔ ۱ از ۳