شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمانه ای است که شادی به خلق گشته حرامحرام گشته ز غم زندگی به خاص و به عام
۲
زهر لبی شنوم زیر لب کشد افغانبه هر دلی نگرم کرده رم از او آرام
۳
همی نه خلق جهان میخورند خون جگرخورندخون ز غم اطفال نیز در ارحام
۴
عجب نباشد از آنکس که باشدش تب ولرزکه خون بهوقت عرق آمدش برون ز مشام
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth