خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سال پارم بود یاری ماهروی ومهرباندشمن دین آفت دل شور تن آشوب جان
۲
با لب ومژگان وچشم وزلف وروی وقد اودل مرا آسوده بود از سیر باغ وبوستان
۳
پهن تر روش از سپر پر چین ترش زلف ازکمندراست تر قدش ز تیر ابروش خم تر از کمان
۴
آفت یک نخشب از رخسار چونماه منیرغارت یک کشمر از بالای چون سرو روان
صفحهٔ ۱ از ۱۳