خلوتی با بلند اقبال
بخش ۶۰ - حکایت
بخش سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی را که گفتند دارد گناهگرفتندناگه غلامان شاه
۲
نهادند زنجیر بر گردنشکه شدخسته در زیر آهن تنش
۳
ندیدم به رخسار اوگردغمنه بشنیدم او نالد از درد وغم
۴
به خوشروئی وخرمی هر زمانهمی گفتگو داشت با این وآن
صفحهٔ ۱ از ۳