خلوتی با بلند اقبال
بخش ۶۲ - تذکر
بخش سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از زهدان گشته ام گر بریمبادا که ظن بد از من بری
۲
به من زاهدی گشته بی التفاتمرا کرده چون شاه شطرنج مات
۳
یکی روز از من طلب کرد پولچوممکن نشد بدهمش شد ملول
۴
نه کم خواست تا ممکن آندم شودچه نیکو بود گرطمع کم شود
صفحهٔ ۱ از ۳