خلوتی با صابر همدانی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو چشم مست تو، بیمِی، خرابتر ز من استچنان که طالع خوابیده، خوابتر ز من است
۲
شبی نشد که نباشم به پیچ و تاب غمتاگرچه زلف تو پرپیچوتابتر ز من است
۳
ز سوز عشق مپرس از من و بپرس از دلکه در مقام تو حاضرجوابتر ز من است
۴
در این زمانه به هر سینه مینهم دستیز آتش غم عشقت، کبابتر ز من است
صفحهٔ ۱ از ۳