خلوتی با صابر همدانی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدم چو باغ دل را، بی عارضت صفا نیستگل گفتمت ولیکن گل چون تو بیوفا نیست
۲
بنشین ببزم اغیار چون گل که در بر خارزیرا که از تو ای یار، این شیوه خوشنما نیست
۳
من نیستم چو بلبل، کز غم کنم تحملزیرا که موسم گل، گلچین یکی دو تا نیست
۴
شد هرکه بر تو مایل، کی گردد از تو غافل؟چون در قلمرو دل، غیر از تو دلربا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲