خلوتی با صابر همدانی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدمخوش آمدی و گل آورده ای، صفای قدم
۲
بپرسش دل من گرچه دیر می آئیبیا که جان گرامی تو را فدای قدم
۳
ز خاک کوی تو ننهادهام برون قدمیبه راه عشق مرا این بود خطای قدم
۴
بده تمیز ره نیک و بد زهم، ورنهبهر کجا که نهی بنگری سزای قدم
صفحهٔ ۱ از ۲