خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بار فراق بستم و ، جز پای خویش راکردم وداع جملهٔ اعضای خویش را
۲
گویی هزار بند گران پاره میکنمهر گام پای بادیه پیمای خویش را
۳
در زیر پای رفتنم الماس پاره ساختهجر تو سنگریزهٔ صحرای خویش را
۴
هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنمنفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲