شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاروحشی بافقی
وحشی بافقی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱آه ، تا کی ز سفر باز نیایی؟ بازآ←شمارهٔ ۲کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را←شمارهٔ ۳راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما را←شمارهٔ ۴چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را←شمارهٔ ۵تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا←شمارهٔ ۶من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را←شمارهٔ ۷طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را←شمارهٔ ۸خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را←شمارهٔ ۹نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را←شمارهٔ ۱۰نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را←شمارهٔ ۱۱بار فراق بستم و ، جز پای خویش را←شمارهٔ ۱۲عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را←شمارهٔ ۱۳منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را←شمارهٔ ۱۴چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را←شمارهٔ ۱۵هست امیدِ قوتی بختِ ضعیف‌حال را←شمارهٔ ۱۶بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا←شمارهٔ ۱۷بر قول مدعی مکش ای فتنه‌گر مرا←شمارهٔ ۱۸ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا←شمارهٔ ۱۹خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را←شمارهٔ ۲۰ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را←شمارهٔ ۲۱کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا←شمارهٔ ۲۲صد حیف از محبت بیش از قیاس ما←شمارهٔ ۲۳بسیار گرم پیش منه در هلاک ما←شمارهٔ ۲۴از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما←شمارهٔ ۲۵ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما←شمارهٔ ۲۶دلم را بود از آن پیمان‌گسل امید یاری‌ها←شمارهٔ ۲۷پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب←شمارهٔ ۲۸قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب←شمارهٔ ۲۹شد یار به اغیار دل آزار مصاحب←شمارهٔ ۳۰گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب←شمارهٔ ۳۱مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب←شمارهٔ ۳۲ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب←شمارهٔ ۳۳کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون‌سازت←شمارهٔ ۳۴این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست←شمارهٔ ۳۵یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست←شمارهٔ ۳۶لطفِ پنهانی او در حقِ من بسیار است←شمارهٔ ۳۷در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است←شمارهٔ ۳۸بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است←شمارهٔ ۳۹تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است←شمارهٔ ۴۰خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth