شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش راای مسلمانان نمی‌دانم گناه خویش را
۲
ای که پرسی موجب این ناله‌های دلخراشسینه‌ام بشکاف تا بینی درون خویش را
۳
گر به بدنامی کشد کارم در آخر دور نیستمن که نشنیدم در اول پند نیک اندیش را
۴
لطف خوبان گرچه دارد ذوق بیش از بیش، لیکحالتی دیگر بود بیداد بیش از بیش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth