خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل دیوانه ای دارم دمی بی غم نخواهد شدسر شوریده ای دارم به سامان هم نخواهد شد
۲
دلارام من از روزی که آرام دلم بردهدلم یک دم نیارامد به من همدم نخواهد شد
۳
به زلف خویشتن حال دلم زیر و زبر کردیچرا مهدر نباشد دل؟ چرا درهم نخواهد شد
۴
مگوی این اشک ریزی چیست اندر آستان من؟-دل و دینم فدایت- کعبه بی زمزم نخواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲