خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که دوش دو چشم از غم نگار تر آمدپگاه آن که ستاره روان شود سحر آمد
۲
چنان که گل شکفد سرو بالا از اثر ابرز گریه ام صنم من به خنده جلوه گر آمد
۳
که هان مرغ «وفایی» شب فراق سرآمدترا مراد برآمد که آفتاب برآمد
صفحهٔ ۱ از ۱