خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در ازل سنبل گیسوی ترا شانه زدندرقم شیفتگی بر من دیوانه زدند
۲
من ازان روز خرابم که به خلوت گه حسنسرمه ی ناز بر آن نرگس مستانه زدند
۳
قبله ی راهب صد ساله شد از معجزه اتشکل ابروی تو چون بر در میخانه زدند
۴
غمزه آرام مرا در سیه زلف ربودکاروان را به شب آن نرگس مستانه زدند
صفحهٔ ۱ از ۲