خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر من سوخته بر شاهد خوبان برسمپشت شاهین شکند شهپر بال مگسم
۲
عاجز نفس شدم سنگ دل از صحبت اومرغ باغ ارمم هم نفس خار و خسم
۳
طوطیان در چمن هند به شکر شکنیمن بی چاره گرفتار بلای قفسم
۴
بی خود از ناله فریاد دلم، وای به منکاروان رفته و غافل ز فغان جرسم
صفحهٔ ۱ از ۲