خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خیال تو به هر جای که من می نگرممی نیاید به جز از گلشن و گل در نظرم
۲
تا گل روی تو آرام و قرارم بربودبه هوایت چو نسیم سحری در به درم
۳
بر سر جان من، ای دوست، دل آزرده مباشنظری کن که فدای تو بود جان و سرم
۴
عاشق روی توام با همه بی مهری توگر به خورشید تماشا بکنم بی بصرم
صفحهٔ ۱ از ۳