خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تودین و دل و ایمان من قربان یک فرمان تو
۲
با دین و ایمان مرا، کاری نباشد دلبرااین بس که باشم روز و شب دیوانه و حیران تو
۳
گر دل به گلشن خوش کنم، ور دیده بر ماه افکنماز گل مرادم بوی تست، از مه رخ رخشان تو
۴
خوش تر زباغ و بوستان، بهتر ز گلزار جنانبا یاد تو گر جان دهم در گوشه ی زندان تو
صفحهٔ ۱ از ۴