خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست استدو شب، دو روز، دو نرگس، به شاخ گل که شنیده؟
۲
چرا ز تاب جمالت عرق گرفته عذارت؟که روز روشن و بر برگ لاله ژاله چکیده
۳
ز غیرت لب و روی تو کیست نا شده رسواشکر به آب نگشته است گل قبا ندریده
۴
شهید زلف توام بوسه ای ببخش از آن لبکه میل شربت تریاک کرده مار گزیده
صفحهٔ ۱ از ۲