شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی مهابادی

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندیای هر خم زلف تو مرا بند و کمندی
۲
شیرین تر از این قامت و بالا نشنیدمچون گلبن نورسته نه پستی نه بلندی
۳
با این لب شیرین چو در آیی به شکرخندگویند: که شور شکری فتنه ی قندی
۴
گفت: از لب شیرین من این بوالعجبی نیستخاصه که بود بوسه گه بهجت افندی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth