شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا ربچو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب
۲
گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازدچسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب
۳
به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شدچرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب
۴
به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفشبد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth