خلوتی با وفایی شوشتری
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی ز ماه چهره بر افکن نقاب رادر ماهتاب سیر، بده آفتاب را
۲
در آفتاب اگر تو ندیدی ستاره رادر روی جام باده نظر کن حباب را
۳
مستسقی ام فزایدم از آب تشنگیاز آتش می ام بنشان التهاب را
۴
زن آتشی به کاخ وجودم ز جام مییکجا بسوز بام و برو سقف و باب را
صفحهٔ ۱ از ۴