خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشبوصیت میکنم باشید از من با خبر امشب
۲
مباشید ای رفیقان امشب ِ دیگر ز من غافلکه از بزم شما خواهیم بردن درد سر امشب
۳
مگر در من نشان مرگ ظاهر شد که میبینمرفیقان را نهانی آستین بر چشم تر امشب
۴
مکن دوری خدا را از سر بالینم ای همدمکه من خود را نمیبینم چو شبهای دگر امشب
صفحهٔ ۱ از ۲