خلوتی با وفایی شوشتری
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خطّت دمید و لعل تو مستور می شودصد حیف از این شکر که پر از مور می شود
۲
گر خود تُرش نشینی و تلخی کنی چه باکشیرین لب تو مایه ی صد شور می شود
۳
هرگه خیال روی تو در خاطر آورمسینای سینه مشعله ی طور می شود
۴
از هجر بس فسرده و آزرده خاطرمدردم فزون ز نغمه ی طنبور می شود
صفحهٔ ۱ از ۳