خلوتی با وفایی شوشتری
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حُسنت چو عشق من همه ساعت فزون شودتا منتهای کار ندانم که چون شود
۲
در کار جان گرهی سخت هست لیکآسان شود دمیکه دل از عشق خون شود
۳
حاصل ز دور چرخ مرادم شود اگراین گردشش چو طالع من واژگون شود
۴
چون با خیال روی تو خواب آیدم به چشممژگان به جای سوزنم اندر جفون شود
صفحهٔ ۱ از ۲