شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این زمان یارب مه محمل نشین من کجاستآرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
۲
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنمباعث خوشحالی جان غمین من کجاست
۳
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببینرنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست
۴
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماندآفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth