شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیستتیغ خون آلود خود دارد که جلاد تو کیست
۲
ساختی کارم به یک پرسش که در کارت که بودسخت پرکاری نمی‌دانم که استاد تو کیست
۳
لب کنی شیرین و پرسی کیست چون بینی مرابنده‌ام یعنی نمی‌دانی که فرهاد تو کیست
۴
گر عیاذبالله از رازی که می‌پوشم ز توبرفتد این بوده روزی ، مرد بیدار تو کیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth