شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیسترطل میی که مست شوم ، در سبوی کیست
۲
تیغی که زخم ناز به قدر جگر خورمتا در میان غمزهٔ بیداد جوی کیست
۳
بیخی که بردمد گل عیشم ز شاخ اواز گلشن که رسته و آبش ز جوی کیست
۴
داغی که روغنم بچکاند ز استخوانبا آتش زبانه کش شمع روی کیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth