شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیستمرد صاحب درد، درد مرد، می‌داند که چیست
۲
هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ماحال تنها گرد، تنها گرد، می‌داند که چیست
۳
رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته‌اندآنکه نخل حسرتی پرورد می‌داند که چیست
۴
آتش سردی که بگدازد درون سنگ راهرکرا بودست آه سرد، می‌داندکه چیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth