خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وصلم میسر است ولی بر مراد نیستبر دل نهم چه تهمت شادی که شاد نیست
۲
غم میفروخت لیک به اندازه میفرستیک دل درون سینه ما خود زیاد نیست
۳
جایی هنوز نیست به ذوق دیار عشقهر چند ظلم هست و ستم هست و داد نیست
۴
ای بیوفا برو که بر این عهدهای سستنی اندک اعتماد که هیچ اعتماد نیست
صفحهٔ ۱ از ۲