شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت برقع ز رخ کشیدن نیسترخ بپوشان که تاب دیدن نیست
۲
بر من خسته بین و تند مرانکه مرا قوت دویدن نیست
۳
با که گویم غمت که در مجلسزهرهٔ گفتن وشنیدن نیست
۴
من خود از حیرت تو خاموشمحاجت منع و لب گزیدن نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth