خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه سامان سفر باشد نه سودای حضر ما راتو ای باد صبا هر جا که میخواهی ببر ما را
۲
درین کشور کسی ما را به چیزی برنمیگیردبه یک مشت غباری از در جانان بخر ما را
۳
چو شمشیریم و بر اندام ما جوهر سپر باشدبه جنگ ما میا دشمن چو بینی بیسپر ما را
۴
تو زاغی زاغ، قدر ما نمیدانی ولی طوطیاگر دیدی نمیدادی به صد تنگ شکر ما را
صفحهٔ ۱ از ۲