خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخترشک یاقوت لبت خون در رگ گوهر بسوخت
۲
حسرت بزم تو خورشید فلک را داغ کردپرتو شمع تو این پروانه را هم پر بسوخت
۳
بسکه با یاد لبت لبهای خود را میمکیدآب حسرت در دهان چشمة کوثر بسوخت
۴
یارب این آتش که بر ما زد که بعد از سوختنگرمی خاکستر ما پهلوی اخگر بسوخت!
صفحهٔ ۱ از ۲