شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون بر سر راه عدم است آنچه وجود استنابود جهان را همه انگار که بودست
۲
برهم زده‌آم خشک و تر هر دو جهان راآتش به میان نیست عزیزان همه دودست
۳
کس ره به سراپردة تقدیر ندارداین قفل فروبسته به کس در نگشودست
۴
دیریست که در عشق تو محروم جهانممشتاب به قتل من دل خسته که زودست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth