خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۱۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که بیزخم تو باشد به جهان خرّم نیستزخم را از تو رواجیست که با مرهم نیست
۲
غم بیهوده مرا از سروسامان انداختگر بدانم که غم کیست که دارم، غم نیست
۳
هر گل نغمه که خوناب دل از وی نچکددر سراپردة ساز غم ما محرم نیست
۴
گر سر زلف تو گاهی شکن طرّه بخستتیرهروزی دلم را ز تو باعث کم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲